
مخفی بودن هویت در دنیای نت، یکی از جذابیتهای آن است. هر چند که کمکم میل به اعلام هویتِ واقعی هم دارد زیاد میشود؛ و این یعنی که نویسندهی وبلاگ، یک جورهایی دارد مسئولیت نوشتههایش را به عهده میگیرد و با این کارش اخلاق را در دنیای مجازی، هماهنگتر با ارزشهای انسانی به پیش میبرد.
چرا با نام مستعار مینویسیم؟
طبق بررسیای که مركز مطالعات و تحقیقات رسانههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر روی 150 وبلاگ انجام داده، وبلاگهای فارسی بهطور مشهود و معناداری متمایل به نوشتن، بدون ذكر نام و یا با نام مستعار هستند.
اما این که چرا تمایل به استفاده از نامهای مستعار در فعالیتهای مجازی زیاد است قسمتی از پاسخش به فرهنگ هر جامعه برمیگردد.
زندگی ایرانی، از قدیم به نوعی مهربانی و دوستداشتنهای ظاهری، تعارفهای معمولی و رودربایستیهای همیشگی آغشته بوده است. رودربایستیها و تعارفاتی که گاه، آدم را خسته میکند و آه از نهادش بلند میکند. اما در فضای مجازی، با امکان مجهول ماندن هویت هر فرد، او تا حدود زیادی از دست این محدودیتها خلاص میشود؛ تا آنجا که صحبتهای در گوشی را و آن چیزهایی که در عالم واقع نمیتوانست بر زبان بیاورد، به راحتی بیان میکند و از این لحاظ خود را بیش از پیش با درونیاتش هماهنگ میکند. به عبارتی آن چیزهایی را که در عالم واقع، در پشت تظاهرها و تعارفات کتمان میکرد، حالا در دنیای مجازی به معرض دید عموم میگذارد. او در این فضا دیگر فیلتری روی ذهنش نمیکشد و به واسطهی مخفی بودن هویتش و به برکت مستعارنویسی، افکارش را با شفافیت بیشتری بر روی وبلاگش میریزد (و همین میشود که نوشتههایش برای دستگاههای جاسوسی غربی، میشود یک منبع اطلاعاتی مهم و جذاب!).
مستعارنویسی و رشد شخصیت
نوشتن با نام مستعار و مخفی ماندن نسبی هویت در اینترنت، او را به بیپروانویسی و بیپرواگویی سوق میدهد. نوشتن اتفاقات شخصی، افکار و علایق زشت و زیبا، از پس نقاب شیشهای و بدون سرخشدن گونهها، او را بیپروا و جسور میکند و موانع بیان افکارش را از سر راه برمیدارد.
گاهی میشود که فرد در دنیای مجازی، زوایای پنهان هویت خود را آشکار میکند و بیپیرایه خود را نشان میدهد و گاهی هم شخصیتی را میسازد که برخاسته از تخیلش و خواستها و تمایلاتش است و به این طریق خود را آنطور نشان میدهد که دوست دارد. همین پردازش شخصیت به او کمک میکند که لایههای درونی خود را پررنگتر جلوه دهد و بتواند خودش را بهتر بشناسد.
شاید یکی از مهمترین کارکردهای وبلاگ، همین تأثیرش بر شخصیت اجتماعی فرد و رها کردن و آشکار ساختن لایههای پنهانی شخصیت او باشد. طبق مدل مازلو که یک روانشناس است، آدمها غیر از نیازهای جسمانی، دارای نیازهای اجتماعی هم هستند که حد نهایی آن «خودشکوفایی» است؛ یعنی نیاز به بهحقیقت رساندن هستی خود و کشف تواناییهای بالقوه و در نهایت به کار گرفتن آنها. «خودگشودگی» یکی از عوامل مؤثر بر همین خودشکوفایی است و وبلاگ زمینهساز آن است. وبلاگ فضایی را ایجاد کرده که فرد از طریق آن و با برقراری ارتباط با دیگران، میتواند به خودشکوفایی برسد. بهواسطهی همین گمنامی است که فرد میتواند شخص دیگری باشد و به درک «خود»های متنوع خودش دست پیدا کند و از آن بُعد شخصیتی بارز و منتسب به خودش فراتر برود. خلاصه این که وبلاگنویسی و ابراز درونیات خود، و نزدیک شدن هر چه بیشتر به خودِ اصلی و درونی، به رشد شخصیت افراد کمک زیادی میکند.

نوشتن خاطرات، دغدغهها، تجربیات و ... موجب میشود که افراد، ابعاد مختلف شخصیت خود را بازگو کنند و این یکی از فرصتهای «خودآگاهی» است. فرد با نوشتن، از دست عواطف منفی و نامطلوب خود خلاص میشود و از بیان موفقیتها و تواناییهایش لذت میبرد و با نوشتن، خودآگاهیاش را افزایش میدهد.
تعاملات اجتماعی مجازی
وبلاگ فقط یک دفترچهی خاطرات که در نهانخانهی وجود آدم باشد نیست. درست است که نوشتن عنصر اصلی وبلاگنویسی است، اما امتیاز مهمش این است که فقط خود فرد مخاطب و خوانندهی نوشتههایش نیست؛ بلکه هر کس دیگری اجازه دارد آنها را بخواند و علاوه بر آن، اظهار نظر هم بکند. به همین دلیل، یکی از ویژگیهای وبلاگ، بازخورد است؛ بازخورد نوشتههایی که با نقد و اظهار نظر دیگران باعث بالارفتن آگاهی میشود و به ساخت و شناخت هویت کمک میکند. هویت محصول فرآیندی مستمر بین فرد و دیگری است و صفحهی نظرات این امکان را به فرد میدهد که اندیشههای خود را با دیگری به اشتراک بگذارد و دنیای درون خودش را بیشتر بشناسد.
افراد به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و به گفتگوی نوشتاری میپردازند. گفتگو هم به نوبهی خود مسئولیتپذیری را به همراه میآورد که زمینهساز نوعی وفاق اجتماعی و رها شدن از مرزهای از پیش تعیین شده در زندگی اجتماعی است.
فرد وقتی وارد فضایی میشود که نه کسی او را میشناسد و نه میبیند، به راحتی حرف میزند؛ بدون این که احساس کوچکی کند پیشنهاد میدهد و بیاینکه دستانش بلرزد یا زبانش لکنت بگیرد انتقاد میکند.
رواج مستعارنویسی در بزرگسالان
نوشتن با نام مستعار، به منظور جلوگیری از ورود دیگران به مرزهای خصوصی زندگی شخصی فرد، به نویسنده این امکان را میدهد که به دور از برخی ملاحظات و محدودیتهای اجتماعی که بعضا برخاسته از فرهنگ و سنت است و بعضی دیگر ناشی از قوانین اجتماعی است، به بیان افکار خود و واقعیتهای موجود بپردازد.
براساس تحقیقات انجام شده در غرب، کاربرانی که سن کمتری دارند، بیشاز بزرگسالان سن و اسم و آدرس و تلفن و مشخصاتشان را روی وبلاگ قرار میدهند. شاید در بیان علتهای آن بشود به این موارد اشاره کرد که آنها کمتر از بزرگسالان متوجه خطرهای احتمالی ناشی از سوء استفادهی برخی افراد سودجو هستند و زودتر و بیشتر از بزرگسالان به دیگران اعتماد میکنند و ضمنا خواستار برقراری روابط گستردهتری با افراد هستند. مفهوم «دوست» در بین نوجوانان و بزرگسالان مفاهیم متفاوتی هستند که بزرگسالان را مجبور به محدود کردن دایرهی دوستانشان میکند. دوستانی که هر کدام به درد یک روزی میخورند! و محدودهی رابطه و میزان صمیمیت با هر کدام از آنها هم با دیگری متفاوت است.
ملاکهای انتخاب دوست در اینترنت
در دنیای واقعی، ارتباطات و شیوهی برقراری آن گاهی با توجه به طبقه و موقعیت فرد تنظیم میشود؛ درحالی که در دنیای مجازی، اساس ارتباطات اغلب اخلاقیات حاکم بر نویسندهی وبلاگ و نوشتههایش محسوب میشود. خلاصه اینکه در دنیای مجازی، بیشتر از این که هویت شناسنامهای هر فرد برای دیگران دارای اهمیت باشد، افکار، شیوهی نگرش، میزان و کیفیت ارتباطات فرد با خوانندگان وبلاگش و همچنین شیوهی نگارش او مهم است. پس شما مختارید که با نام واقعی و یا نام مستعار خود بنویسید؛ اما فراموش نکنید که مهمتر از نام و نشانتان، افکار و عقاید و شخصیتتان است که از شما یک وبلاگنویس موفق میسازد.

نظرات