برندها را کنار هم قرار نمی‌دهند

گفت‌وگوی اختصاصی شماها با مهدی بوترابی، مدیر سابق سرویس پرشین‌بلاگ

نادر جدیدی

مصاحبه با مدیر پرشین بلاگ ابوترابی مصاحبه با آقای مهدی بوترابی صبح یک روز پاییزی در دفتر پرشین‌بلاگ انجام شد. محورهای گفت‌وگو بیشتر د  ر مورد خود پرشین‌بلاگ و گروه سایت‌های آریاگستر بود. آنچه می‌خوانید ماحصل نشستی است که حدود سه ساعت به طول انجامید.

- جناب بوترابی! چطور شد با وبلاگ و مقوله‌ی وبلاگ‌نویسی آشنا شدید؟ 
- با وبلاگ وقتی آشنا شدم که به عنوان شریک وارد مجموعه‌ی پرشین‌بلاگ شدم. البته قبلا چیزهایی در موردش شنیده بودم؛ اما به‌صورت جدی توجهی به این قضیه نکرده بودم. تا اینکه اواخر سال هشتاد و دو، پیشنهاد همکاری در پرشین‌بلاگ به من داده شد.

- چی شد که وارد این مجموعه شدید؟
- یکی از دوستان به من خبر داد که سه نفر از دوستان نیاز به شراکت و سرمایه‌گذاری دارند. من قبول نکردم؛ یعنی در شرایطی بودم که اصلا مایل به کار نبودم و فعالیت‌های کاری خودم را کاهش داده بودم. آقای ابطحی هم از طرفی تماس گرفتند و اصرار کردند.

 

- نحوه‌ی ورود شما و خروج مدیران قبلی سایت، کمی سؤال‌برانگیز بود. می‌شود در این مورد توضیح بدهید؟
- وقتی من به پرشین‌بلاگ آمدم، کسی خارج نشد. یعنی جزء شروط همکاری من این بود که کسی خارج نشود. من شریک شصت درصدی بودم؛ ولی مسائلی پیش آمد که باعث شد دوستان یکی‌یکی بروند بیرون.

- خاطرم هست که مطرح شدن اسم شما در پرشین‌بلاگ، بازتاب مثبتی در وبلاگستان نداشت. حسین درخشان هم یک پست کوتاه نوشت و گفت این بوترابی کی هست؟
- البته آقای درخشان قاعدتا از سال‌های قبل باید من را می‌شناخت؛ چون ایشان با یکی از دوستانشان در سال 78 شرکتی داشتند که قرار بود ما خریداری‌اش کنیم. بنابراین باید من را می‌شناخت. یک یادداشت دیگر هم نوشت که بعد برداشت؛ در مورد در خطر بودن جان یکی از بچه‌های پرشین‌بلاگ بود. البته این مطلب درخشان برمی‌گشت به زمانی که پرشین‌بلاگ فیلتر شده بود.

- ورود شما مصادف شد با تولد سرویس‌های جدید نظیر کاسپین‌بلاگ، پارسی‌بلاگ، میهن‌بلاگ و بلاگفا و هم‌زمان شاهد کوچ بسیاری از کاربران پرشین‌بلاگ به این سرویس‌ها بودیم. به نظر می‌رسد در آن مقطع، هیچ اقدامی از طرف مدیریت برای جلوگیری از این مهاجرت‌ها انجام نشد.
- تلاش‌هایی می‌شد؛ ولی آن موقع من مدیر سایت نبودم و تنها یکی از مدیران سایت بودم. از ابتدا مدیریت با عطا [خلیقی] بود و وقتی هم من وارد شدم و شریک اصلی شدم، باز هم مدیریت با عطا بود. از روزی هم که آمدم، تلاش داشتیم که سایت را ارتقا بدهیم؛ اما به دلایلی به موفقیت منجر نشد. البته فضاسازی هم تأثیر زیادی داشت.

- با جدی شدن رقابت‌ها، ارائه‌ی آمار و اطلاعات بین سرویس‌های وبلاگ‌نویسی رایج شد. شما مهر 84 آماری دادید و اعلام کردید که پرشین‌بلاگ پربازدیدکننده‌ترین سایت فارسی هست و آقای شیرازی هم جوابی در آی‌تی ایران دادند. آن موقع این آمار یک تنشی بین شما و آقای شیرازی به وجود آورد.
- ما از همان اوائل کار، به طور منظم آمار اعلام می‌کردیم. سرویس‌های دیگر هم به پیروی از ما آمار اعلام می‌کردند. در وبلاگ «اینترنت و جهان و جامعه مجازی» اطلاعات زیادی هست. اگر بروید سر بزنید می‌توانید کلی از یادداشت‌ها و نوشته‌های من را ببینید که به‌صورت سنواتی در مورد آمار کاربران نوشته‌ام. در حالت کلی بین بلاگ‌سرویس‌ها فضای سالمی وجود ندارد. آمار سرویس‌دهنده‌ها از بیرون قابل مشاهده و ارزیابی نیست. این است که ما تلاش کردیم آمار را مستند ارائه بدهیم. خب خیلی از سرویس‌ها هم می‌توانند آماری بدهند که خودشان دوست دارند.

- گروه سایت‌های آریاگستر با هدف اداره‌ی یک‌صد سایت فارسی وارد صحنه شده بود.
- ما از سال‌های گذشته در زمینه‌ی آی‌تی فعالیت داشتیم. ما الان سی تا سایت داریم. البته بازار، الان پرشین‌استت و مای‌پردیس را می‌شناسد.

- اما برخی از سایت‌های شما، مثل فاوانیوز هم مدت‌هاست که به‌روز نشده.
- ما زمانی که انرژی زیادی داشتیم، روی فاوانیوز خوب کار می‌کردیم؛ اما بعد از سرقت دامنه و بازداشت من، شرکت لطمه خورد. از یک‌سال و نیم پیش تا الان، ما در حال بازسازی هستیم. آن اتفاقات اگر برای هر سایتی می‌افتاد، الان از پا درآمده بود. اما ما کار تیمی داریم می‌کنیم. کار تیمی سخت است، ولی بلوغش بیشتر است. اگر شما می‌بینید ما مدام سرویس‌های جدیدی در پرشین‌بلاگ ارائه می‌دهیم، به‌خاطر کار صحیح و اصولی و فنی‌ای هست که در گروه سایت‌های پرشین‌بلاگ انجام می‌شود. الان پرشین‌بلاگ به دلیل طراحی درست، بعد از این که دامنه‌اش را از دست داد، باز هم بقا دارد و باز به همان محبوبیت سابق رسیده است. چهار تا از سایت‌های ما جزء صد سایت برتر فارسی است و سه‌چهار تا سایت ما هم می‌توانند جزء برترها بشوند. البته آن اتفاقات سخت بود.

- درآمد پرشین‌بلاگ و گروه سایت‌های شما با هزینه‌هایتان می‌خواند؟ اصلا درآمد دارید؟!
- مگر می‌تواند درآمد نداشته باشد؟! ما در واقع بزرگ‌ترین سیستم تبلیغاتی روی وب را داریم. گسترده‌ترین حجم ایمیل را در کشور داریم؛ اما هنوز از این امکان استفاده نمی‌کنیم. وقتی پرشین‌استت مال ماست، می‌فهمیم که جریان کلید‌واژه‌ها به کدام سمت است. ما دهیو را داریم. ما از جهات مختلف وب فارسی را ارزیابی می‌کنیم و آینده‌ی خیلی خوبی را برای مجموعه‌ی سایت‌ها پیش‌بینی می‌کنم؛ اگر اتفاق ویژه‌ای نیفتد! به طور کلی، اینترنت در حال رشد است. جامعه‌های مجازی خوب دارند رشد می‌کنند و مای‌پردیس ما هم کاربرهای خوبی دارد. حجم تبلیغاتی که در مای‌پردیس عرضه می‌کنیم، حتی هشت برابر تبلیغات پرشین‌بلاگ هست. در دوره‌ی بحران که خیلی صدمه خوردیم، این گروه سایت‌ها بودند که خیلی کمک‌مان کردند.

- بحث سرقت دامنه پیش آمد. در این مورد توضیح می‌دهید؟
- من تازه از زندان آزاد شده بودم که دامنه به روش تجاری سرقت شد. یعنی سرورها هک نشدند. این دامنه بود که سرقت شد.

- راه‌های حقوقی برای پی‌گیری این قضیه وجود داشت؟
- ما تمام راه‌های قانونی را برای بازپس‌گیری دامنه رفتیم. موضوع هنوز دنبال می‌شود و اطلاعات هم موجود است که چه کسانی چه کار کردند. از اینجا به بعد نیاز به عزم و زمان مناسب دارد.

- یعنی هنوز شما پی‌گیر هستید؟
- بله. البته برای ما و بلاگرها بعد از یک ماه، و با ایجاد دامنه‌ی جدید، دیگر دامنه‌ی دات‌کام به درد نمی‌خورد. چون آدرس‌های‌شان در وب از دست می‌رفت و در موتورهای جستجو باید کار از صفر شروع می‌شد. البته این اتفاق در خارج از کشور هم زیاد می‌افتد. این‌ها افراد شناخته‌شده‌ای هستند. گروهی که دامنه را دزدیدند، ادعایشان این بود که ضدایرانی هستند.

- در حال حاضر چند نفر در آریاگستر شاغل هستند؟
- قبل از اینکه صدمه‌ای بخوریم، چهل و چند نفر اینجا شاغل بودند؛ اما الان حدود هفت‌هشت نفر در اینجا کار می‌کنند.

- یک موقعی وبلاگ‌های جنبی زیادی در پرشین‌بلاگ فعالیت می‌کردند. الان دیگر خبری از آن‌ها نیست؛ مثل وبلاگ هواداران و نظایر این‌ها.
- چرا؛ هنوز هم هست و فعال‌تر هم شده. اولین بار دوستی به نام آقای علی تاری برای همکاری‌های داوطلبانه وارد پرشین‌بلاگ شدند. من معتقد بودم که نیروی داوطلبانه بیشترین کارها را می‌کند. البته برخی از دوستان، مخالف این حرکت بودند؛ اما ما این کار را شروع کردیم و از آن به بعد چهار‌پنج مدیر جدید برای باشگاه هواداران هم آمدند و رفتند و تماما داوطلبانه زحمت کشیدند. شاید در وبلاگستان، هیچ وبلاگ‌سرویسی با کاربرانش در این حد، تعامل اجتماعی ندارد. ما نشست‌ها و جشن‌ها و قرارهای مختلفی با کاربرانمان داریم. این موفقیت‌ها ناشی از تلاش بچه‌های فنز بود، و جالب اینجاست که بچه‌های فنز اکثرا بچه‌های شهرستانی هستند.

- الان پرشین‌بلاگ چه مشخصه‌ای دارد که آن را از سایر سرویس‌ها متمایز می‌کند؟
- مهم‌ترین شاخص پرشین‌بلاگ این است که امکان فارسی‌نویسی رایگان، برای اولین بار با پرشین‌بلاگ مهیا شد. ممکن است ماه‌ها قبل، تعدادی بلاگر، نظیر جریری و درخشان و خیلی‌های دیگر آمدند و چیزهایی نوشتند؛ اما امکان فارسی‌نویسی رایگان با پرشین‌بلاگ اتفاق افتاده و این اتفاق یک برند ایجاد می‌کند. چیزی که باعث جذب منِ سرمایه‌گذار شد، همین برند بود. کسانی که این انتخاب را کردند کار هوشمندانه‌ای کرده‌اند.

- شما احساس می‌کنید پرشین‌بلاگ می‌تواند با بلاگر و وردپرس رقابت کند؟
- نرخ رشد وردپرس در ایران خیلی ضعیف است. حتی فرندفید را نگاه کنید. هنوز دو هزار عضو هم ندارد. آن وقت روزی دو هزار وبلاگ در روز دارد ثبت می‌شود. الان توی سرویس‌های وبلاگی، تنها بلاگر و پرشین‌بلاگ یک ویژگی‌ای را دارند که بقیه فاقد آن هستند. شما می‌توانید روی دامنه‌ی مستقل، کل ساختار وبلاگتان را داشته باشید تا اگر مثلا امروز پرشین‌بلاگ خوابید، شما سایت‌تان را داشته باشید؛ بدون تبلیغات صفحات و تول‌بار. این سرویس فقط مال پرشین‌بلاگ و بلاگر هست. امکان بک‌آپ با فرمت ورد به کاربرانمان می‌دهیم. کارهای زیادی داریم می‌کنیم. ما بهترین نیروهایمان را متمرکز کردیم روی پرشین‌بلاگ و اگر الان من مدیر پرشین‌بلاگ نیستم، دلیلش این است که مدیران بهتری پیدا کرده‌ایم. ما در کشور الان دو سرویس برتر داریم که پرشین‌بلاگ و بلاگفاست که کاملا وجوهشان از بقیه‌ی سرویس‌ها جداست. در رده‌های پایین‌تر، بلاگ‌اسکای و میهن‌بلاگ را داریم. بلاگ‌اسکای پایین رفته؛ پیش از اینکه میهن‌بلاگ بهش رسیده باشد، خودش پایین‌تر رفت. بعد از این‌ها پارسی‌بلاگ است که البته با توجه به تغییرات جدید، به نظر می‌رسد جای بلاگ‌اسکای و میهن‌بلاگ را خواهد گرفت یا حداقل در کنار آن‌ها خواهد بود.

- آخرین نسخه و یا به عبارتی نسخه‌ی جدید پرشین‌بلاگ، اسفند هشتاد و شش منتشر شد. فکر نمی‌کنید این اتفاق کمی دیر افتاد؟ مصاحبه با مدیر پرشین بلاگ آقای بوترابی
- ما خیلی کار کردیم. سه بار تلاش کردیم و هر سه تلاش شکست خورد. اما تلاش چهارم نتیجه داد. به نظر خودمان هم کمی دیر شد. زیاد تلاش کردیم. به هرحال افرادی که دیر اقدام می‌کنند یک جاهایی ضررهایی هم تحمل می‌کنند.

- در آینده‌ی نزدیک هم تغییر و تحولی در نسخه‌ی پرشین‌بلاگ رخ خواهد داد؟
- یک تغییر نسخه داریم که بیشتر در مورد طراحی سایت هست و جنبه‌ی شکلی دارد.

- چرا سرویس پیامک بلاگ دیگر فعال نیست؟
- ما اولین سرویس‌دهنده بودیم که امکان وبلاگ‌نویسی از طریق اس‌ام‌اس را فعال کردیم؛ اما فعلا در نسخه‌ی جدید غیرفعال شده است؛ چون تعداد کاربران خیلی نبودند، برای همین ما اولویت را به بخش‌های دیگر دادیم.

- پس از ثبت وبلاگ جدید در پرشین‌بلاگ، یک پست خوش‌آمدگویی در وبلاگ ظاهر می‌شود. این پست خوش‌آمدگویی واقعا ضروری است؟ نمی‌شود به کاربر ای‌میل زد و خوش‌آمد گفت؟
- یعنی ما خودمان را معرفی نکنیم؟ شما این همه اسپم فارسی در روز می‌گیرید. ممکن است به ای‌میل توجه زیادی نشود؛ اما وقتی در وبلاگ می‌آید، دم دست‌تر است و راحت آشنا می‌شود. این خیر مقدم در وبلاگ، از ای‌میل هم بهتر است. ضمن اینکه می‌شود زود حذفش کرد.

- اخبار سایت پرشین‌بلاگ تا قبل از سال 86 در دسترس نیست؛ چرا؟
- من الان حضور ذهن ندارم. شاید به دلیل تغییر ساختار سایت، تعدادی از یادداشت‌ها نیامده است.

- پرشین‌بلاگ در همایش‌ها و برنامه‌های مختلف، خیلی فعال هست. این حضور فعال دلیل خاصی دارد؟
- برای کارهای خیریه ما همیشه هستیم و بدون استثنا حمایت می‌کنیم. این استراتژی ماست. مؤسسات خصوصی در تمام دنیا مسئولیت اجتماعی دارند. ما احساس مسئولیت می‌کنیم که در همه‌ی برنامه‌های خیریه باشیم. غیر از این، خودمان تعداد زیادی جشنواره برگزار می‌کنیم. این کار دلیل و منطق دارد. البته ممکن است در بعضی جاها هم نباشیم.

- بحث را ببریم به سمت مسابقات وبلاگی و انتخات برترین‌ها. خیلی‌ها به نتایج انتخاب وبلاگ‌ها در پرشین‌وبلاگ معترض هستند. شما به صحت آرا اطمینان دارید؟
- قطعا به صحت این آرا اطمینان داریم. این نارضایتی‌ها به گوش ما می‌رسد؛ اما خیلی جدی نیست. توی یکی‌دو سال گذشته، همه‌ی نظرسنجی‌ها مورد تأیید قرار گرفته. در بازار رقابتی و چشم و هم‌چشمی چنین انتقادهای جزئی هم طبیعی است.

- اما به عنوان مثال در جریان انتخاب زنان برتر وبلاگ‌نویس، یک شب اتفاقاتی افتاد که سؤال‌برانگیز یود.
- اتفاقا این دقت نظرسنجی را نشان می‌داد. طرف رأی می‌داد و بالا رفتن وبلاگ مورد نظرش را در بین بقیه‌ی وبلاگ‌ها می‌دید. این نشانه‌ی صحت نظرسنجی نیست؟

- ولی خیلی‌ها آن شب سی بار به یک وبلاگ رأی دادند.
- خب ببینید؛ بخشی از سیستم‌ها آفلاین است و بخشی آنلاین. کنترل آی‌پی‌ها آفلاین است. به شکل دوره‌ای این آی‌پی‌های تکراری کنترل می‌شود و سیستم، این آرا را حذف می‌کند. بالای نود درصد آرا صحیح بود. صد تا وبلاگ‌نویس برتر زن انتخاب شدند. حالا ممکن است عده‌ای بگویند این صد تا بهترین‌های وبلاگستان نیستند. این دیگر برمی‌گردد به ماهیت وبلاگستان.

- آخر وبلاگ‌هایی برگزیده شدند که خیلی گم‌نام بودند. واقعا وبلاگ‌های گم‌نام می‌توانستند چنین رأی بالایی بیاورند؟
- طیفی از قدیمی‌های وبلاگستان هستند که گروه‌های دیگر را به رسمیت نمی‌شناسند. اصرار دارند بگویند هر کسی که ما می‌شناسیم، وبلاگ‌نویس برتر است. قبول نمی‌کنند که نسل جدیدی از بلاگرها هم آمده‌اند. من فکر می‌کنم از سوی عموم وبلاگ‌نویسان، اعتماد زیادی به نظرسنجی‌های پرشین‌وبلاگ وجود دارد.

- اسم پرشین‌وبلاگ که آمد یاد اخبار این سایت افتادم. به نظر می‌رسد یک وقت‌هایی اخبار پرشین‌وبلاگ بی‌طرفانه نیست.
- مثال می‌توانید بیاورید؟

- الان حضور ذهن ندارم؛ ولی موارد زیادی بوده در گذشته.
- من خودم هم اتفاقا به عنوان مدیرعامل شرکت، از آقای شرفی شاکی هستم! چون اتفاقا برعکس، اخبار خود ما را کمتر تحت پوشش قرار می‌دهد. مهم‌ترین موضوعی که پرشین‌وبلاگ بهش پرداخت و شاید مد نظر شما هم هست، موضوع فروش بلاگفاست.

- بله؛ این یکی از موارد است.
- بلاگفا را فروختند. پرونده توی دادگاه دارد. قرارداد فروشش هست. چطوری می‌شود آدم منکر بشود؟ کسی که فروخته، سرویس را تحویل نداده. هنوز پرونده‌اش در جریان است. بعد هم ما این خبر را از سایت‌های دیگر نقل کردیم. خودمان منتشر نکردیم.

- توی صفحه‌ی اول پرشین‌بلاگ، تعدادی وبلاگ، تحت عنوان پربیننده و محبوب ذکر شده که خود من هم چندباری به این موضوع اعتراض کردم و البته خیلی‌های دیگر هم با من هم‌عقیده هستند که ملاک مشخصی برای تعیین این وبلاگ‌ها وجود ندارد.
- دو رویکرد برای تعیین برترین‌ها وجود دارد. اگر به ما فرصت بدهید داریم تغییراتی اعمال می‌کنیم. می‌خواهیم تغییرات را ایجاد کنیم. نظرات مختلف را در این زمینه شنیده‌ایم و داریم روی این قضیه کار می‌کنیم. نکاتی را که شما هم در این مورد نوشته بودید خواندم. شما به یک مورد اشاره کردید، من صد مورد هست که عقیده دارم باید در پرشین‌بلاگ انجام بشود.

- آخرین آمار پرشین‌بلاگ را می‌توانید به ما بگویید؟
- آخرین آمار را مدت‌هاست که نگرفتم؛ چون کنترل پنل‌های من تغییر کرده. اما فکر کنم حدود یک میلیون وبلاگ ثبت‌شده داریم.

- آیا حذف وبلاگ‌های غیرفعال را کار درستی می‌دانید؟
- ما توافق‌نامه داریم. کسی که وارد سرویس می‌شود باید ازش استفاده کند. یک نفر وبلاگی در یک بلاگ‌سرویس دارد، می‌رود جاهای دیگر هم این نام را ثبت می‌کند، ولی نمی‌نویسد. بعد هم ما فقط وبلاگ‌هایی را حذف می‌کنیم که فاقد محتوا هستند. این کار را هدف‌دار انجام می‌دهیم.

- با این حرف‌هایی که زدیم، اوضاع حال و آینده‌ی وبلاگستان را چطور می‌بینید؟
- اگر بخواهیم یک نگاه کلی بکنیم، از سال هشتاد و یک تا هشتاد و دو، نسل اولی وارد وبلاگستان شدند که برخوردهایی هم با آن‌ها شد. بعد هم یک جورهایی وبلاگ‌ها نادیده گرفته شدند. اما الان همه دارند به وبلاگ‌ها توجه می‌کنند. هر کسی هر مسابقه‌ای می‌گذارد، یک بخش وبلاگ‌نویسی هم کنارش قرار می‌دهد. کلا نگاه عمومی، اعم از مردم و دولت و حتی نخبگان، به این مقوله خیلی بهتر شده و آینده‌ی خوبی برایش پیش‌بینی می‌شود.

- تا چه حد به امنیت پرشین‌بلاگ اطمینان دارید؟
- تا حالا در یک مورد هم پرشین‌بلاگ هک نشده؛ برخلاف خیلی از سرویس‌های دیگر.

- ولی من یادم است که توی وبلاگ مدیران پرشین‌بلاگ قبلا دست برده بودند؟
- من به یاد ندارم. ممکن است کسی به وبلاگم دسترسی پیدا کرده باشد؛ اما کسی دسترسی به سرور ما نداشته.

- چرا هیچ‌وقت دو مدیر بلاگ‌سرویس را در کنار هم ندیده‌ایم؟
- انتظار شما غلط است. من چند روز پیش مهمان رادیو گفتگو بودم و تلفنی با آقایان فخری و شیرازی هم تماس گرفتند. این کار هم غلط بود! برندها را کنار هم قرار نمی‌دهند. پرشین‌بلاگ اجازه نمی‌دهد اسمش را کنار یک سرویس دیگر بگذارند. توی ایران این ذهنیت غلط وجود دارد؛ مثلا جایی دیده‌اید اسم بانک صادرات، کنار بانک ملت باشد؟! کنار هم قرار گرفتن، نه ضرورت دارد و نه منطقی است. بله، اگر اتحادیه باشد خوب است؛ نه اتحادیه‌ی بلاگ‌سرویس‌ها، بلکه اتحادیه‌ی سایت‌ها. اتحادیه در سطح وسیع‌تر باید باشد.

- اگر پرشین‌بلاگ را نداشتید باز هم وبلاگ می‌نوشتید؟
- چون رشته‌ام تاریخ است، باید بگویم اعاده‌ی معدوم محال است؛ نمی‌توانم گذشته را دوباره زنده کنم. اما چرا وبلاگ نوشتم؟ به خاطر اینکه توی این شرکت سرمایه‌گذاری کرده بودم. یک جایی رسید که مردد ماندیم بین ادامه‌ی کار و انحلال شرکت. من بعد از مشورت‌هایی که کردم و مدیریت پرشین‌بلاگ را قبول کردم، رفتم دنبال وبلاگ‌نوشتن.

- و اولین حرکت جدی هم که توسط شما برگزار شد، فستیوال وبلاگ بود در اوایل سال 83 با همکاری سازمان ملی جوانان.
- بله. البته این حرکت دردسرهای زیادی هم برای ما داشت. کلی صدمه خوردیم از بابت برگزاری همین مراسم. البته من آن موقع ایران نبودم.

- امروز اگر پرشین‌بلاگ نبود و شما قصد نوشتن داشتید در کجا می‌نوشتید؟
- سؤال جدیدی پرسیدید! اگر پرشین‌بلاگ نبود، من در بلاگر می‌نوشتم. البته از سیستم بلاگر استفاده می‌کردم؛ ولی روی یک هاست و دامنه‌ی شخصی.

- شما یکی از وبلاگ‌نویسان پرکار هم هستید. روزی شش‌هفت پست وبلاگی می‌نویسید. چقدر برای نوشتن وقت می‌گذارید؟
- وبلاگ‌خواندن بیشتر وقت می‌گیرد. روزی شش ساعت برای وبلاگستان وقت می‌گذارم.

- نحوه‌ی انجام فیلترینگ توسط پرشین‌بلاگ چطوری است؟ نوع تعامل و همکاری شما با نهادهای ذی‌ربط تعریف شده است؟
- دو نهاد رسمی برای فیلترینگ در کشور داریم؛ یکی کمیته‌ی تعیین مصادیق هست که خودشان فیلترها را مصوب می‌کنند و اعمال می‌کنند و ما هم هیچ ارتباطی با آن‌ها نداریم، یک دستگاه دیگر هم هست به نام دادسرای اینترنت. سهمیه‌ی ما در ماه، پنج تا شش وبلاگ است که از طریق این دادسرا به ما لیستی اعلام می‌شود که بنا به احکام صادره باید این وبلاگ‌ها فیلتر بشوند و ما هم مسدود می‌کنیم. تعدادی هم خودمان فیلتر می‌کنیم که دو سه برابر این تعداد است. بیشتر وبلاگ‌هایی هم که فیلتر شده‌اند غیراخلاقی بوده‌اند. کلا از اول تا حالا در پرشین‌بلاگ نزدیک به دو هزار و پانصد وبلاگِ مسدود شده داشتیم.

- اگر کسی مشتری باشد، پرشین‌بلاگ را می‌فروشید؟
- اگر کسی بخواهد ادامه بدهد بله. اگر کسی این کاره باشد بله. ولی یک موقعی ارث به کسی رسیده و با پرشین‌بلاگ هم خصومت دارد، می‌خواهد بیاید پرشین‌بلاگ را بخرد که نابودش کند! به همچین کسی نمی‌فروشمش؛ اما اگر قصد بهتر کردن این سایت را داشته باشد، چرا که نه؟!

- می‌گویند آقای بوترابی انتقادپذیر نیست. راست است این حرف؟
- انتقادناپذیر یعنی کسی که هر انتقادی ازش بکنند، بگوید غلط است و من بهترینم. درست است؟

- بله.
- خب، در این مورد دیگران باید نظر بدهند، نه من! من همین دیشب در هیئت‌مدیره پیشنهادی دادم که رد شد. بچه‌ها گفتند ما مخالفیم. گفتم خب شما باید پرشین‌بلاگ را از این به بعد اداره کنید. انتقاد هم می‌کنند من سکوت می‌کنم. طرف علیه من وبلاگ می‌نویسد، اما من نمی‌بندمش. حتی اجازه نمی‌دهم بچه‌ها هم بهش جواب بدهند.

- حرف آخر؟

- موفق باشید.

 

1 نظر


مگه نگفت 7-8 نفر اینجا کار میکند پس هیئت مدیره دیگه چیه؟ 7-8 نفر که هیئت نمی خواد!!! موفق باشید.

نظرات