هر جا که باشید وقتی قرار است با کس دیگری ارتباط برقرار کنید باید یک سری رسم و رسوم را رعایت کنید؛ حالا میخواهد در دنیای واقعی باشد یا دنیای مجازی.
یکی از راههایی که معمولاً بلاگرهای تازهکار برای ارتباط برقرار کردن با دیگران انتخاب میکنند، گذاشتن کامنت و دادن لینک است. خیلی ساده است؛ بین وبلاگها میگردید و چند وبلاگ را که به نظرتان جالبتر است انتخاب میکنید. فرقی ندارد اول لینکشان کنید یا اول کامنت بگذارید. فقط یادتان باشد که باید به طور مرتب بهشان سر بزنید و مدام برایشان کامنت بگذارید. هر کس که باشد بالاخره کنجکاو میشود و برای یک بار هم که شده وبلاگتان را باز میکند؛ اما باید حواستان باشد که اسم و لینکتان را درست وارد کرده باشید.
ولی این ابتداییترین کارکردی است که میتوان برای کامنت و لینک در نظر گرفت.
در این که موضوع کامنت و کامنتگذاری نکتهی مهمی است که شکی ندارید؟
چه نویسندهی وبلاگ باشید چه خوانندهاش، سر و کارتان با کامنت افتاده است و فهمیدهاید که اگر کامنت نباشد انگار یک جای کار میلنگد. کامنت در واقع عین سیم اتصالی است که مخاطب را به بلاگر وصل میکند. پس هم برای شمای بلاگر مهم است و هم برای شمای خواننده.
هر چقدر هم سرتان به کار خودتان گرم باشد و با کسی کاری نداشته باشید، وقتی شروع کردهاید به وبلاگنویسی، یعنی قرار است این نوشتهها را کسی غیر از خودتان هم بخواند. اصلاً یکی از مهمترین فرقهای وبلاگ و دفترچهی یادداشت، همین است که وبلاگ مخاطب دارد. حالا یا این مخاطب، مخاطب عام است و هر کسی دلش خواست میتواند توی نوشتههایتان سرک بکشد، یا اینکه مخاطبی است که خودتان بهش اجازهی ورود دادهاید. مهم این است که مخاطب دارد، و مهمتر اینکه هر مخاطبی حق اظهار نظر دارد؛ حتی اگر مخالف باشد.
فکرش را بکنید یک نفر بایستد روبرویتان و از هر دری حرف بزند. هی حرف بزند، هی حرف بزند، هی حرف بزند... گاهی با حرفهایش موافق باشید و گاهی مخالف؛ گاهی حرفهایش خوشحالتان کند و گاهی ناراحت؛ گاهی درست باشد و گاهی غلط و شما نتوانید هیچ چیزی بگویید. سخت است. من که در این شرایط احساس خفگی میکنم!
اصلا حس مخاطب را هم که کنار بگذاریم، وقتی توی وبلاگتان چیزی مینویسید، دلتان میخواهد کسی باشد که بخواندش. شاید یکی از بهترین راهها برای اینکه بفهمید مطلبتان خوانده شده یا نه، دیدن صفحهی نظراتتان است.
فرض کنید یک سال تمام، به طور مرتب بنویسید و حتی یک کامنت هم نداشته باشید. خب کمکم انگیزهتان از بین میرود. اگر قرار باشد بنویسید و فقط خودتان بخوانید، نوشتن توی وبلاگ و دفترچهی یادداشت چه فرقی میکند؟
لینکدادن هم گرچه شاید به اهمیت کامنت نباشد، اما اگر با دقت و به روز باشد، میتواند اطلاعات خوب و جالبی به مخاطب بدهد. حتی میتواند مکمل نوشتههای وبلاگ باشد.
رفتهایم سراغ چندتا از بلاگرها، که از این رسم و رسومات بپرسیم. منظورم همین لینکدادن و کامنتگذاری است. اولین و سادهترین سؤالی که به ذهنم میرسد این است که: «به چه کسایی لینک میدید؟»
محمدصالح، نویسندهی وبلاگ آذرباد جواب میدهد: «لینک وبلاگای من چند دسته هستن؛ بعضیهاشون وبلاگای دوستام هستند، بعضیهاشون لینکای تبلیغاتی هستن و یه سری هم لینکایی هستن که من اسمشون رو گذاشتم لینکای مفید!»
مجید عزیزی -یا همان راوی- میگوید: «راستش لینکدادن من زیاد معقول نیست. یعنی بیشتر از اینکه به فرد یا وبلاگش بستگی داشته باشه، به حال و روز من بستگی داره! وقتایی حال دارم و لینک میدهم، گاهی هم نه. اما در درجهی اول به کسایی لینک میدم که به حال و روز زمان لینکدادن مربوط باشن؛ مثلاً معمولاً زمان انتخابات، لینک انتخاباتی میدم و زمان جنگ غزه، لینک مربوط به اون. البته گفتم که، معمولاً! در درجهی دوم اگه لینک به وبلاگ باشه، سعی میکنم وبلاگ معقولی باشه؛ یعنی یا طرف رو بشناسم، یا لااقل چند مطلب دیگه از اون وبلاگ رو خونده باشم و حال و هواش دستم باشه. در مجموع بهندرت لینک میدم. اما وقتی به جایی لینک میدم، به نظرم واقعاً و حتماً ارزش خوندن داره و با نخوندنش چیزی از دست میره.»
آنی دالتون هم به کسانی لینک میدهد که احساس کند «اغلب نوشتههاشون ارزش خونده شدن رو داره و میشه به دیگران پیشنهادشون کرد.»
خانم ناظم هم حساسیت خودش را دارد: «معمولاً درخواست لینک که میدن، یه نگاه به وبلاگشون میاندازم و اگه وبلاگ رو، وبلاگ خوبی تشخیص بدم، لینکش میکنم. اما کلاً باید بگم که اخیراً کمتر به یه وبلاگ لینک میدم، چون صفحه سخت بالا میاد.»
سؤال بعدیام دربارهی کامنت است. میپرسم: «به نظرتون صفحهی نظراتی که به صورت پاپآپ باز میشه بهتره یا معمولی؟» بعد بیشتر توضیح میدهم: «یا اگه بخوام بهتر بگم، توی بعضی وبلاگها وقتی میخوایم کامنت بذاریم، روی لینک نظرات که کلیک میکنیم، یه صفحهی جدید برای کامنت باز میشه؛ اما مثلاً توی وردپرس، وقتی روی لینک نظرات کلیک میکنیم، انگار روی لینک مستقیم همون یادداشت کلیک کردیم و میشه پایین همون یادداشت، کامنت گذاشت. کدوم یکی رو بیشتر میپسندید؟»
این بار خانم ناظم اول جواب میدهد: «برام تفاوت چندانی نداره، اما گاهی اوقات تو کامنتای پاپآپ، برای کامنت گذاشتن مشکل پیش میاد. اگر این اتفاق نیفته، نه با پاپآپ مشکل دارم نه با معمولی.»
راوی در این باره میگوید: «در مورد مسائل فنی، همون طور که از وبلاگ خودم مشخصه، کامنت غیرپاپآپ رو بیشتر میپسندم. همون طور که معمولا وبسایتای پربازدید هم، همین روش رو برای کامنتگذاری دارن؛ مثل ردیت، دیگ، یوتیوب و حتی همین سایتای ایرانی خودمون.»
محمدصالح هم مثل راوی کامنت غیرپاپآپ را بیشتر میپسندد و معتقد است «هر چی امکان ارسال کامنت سهلتر باشه، بهتره. اگر سرعت بیشتر باشه، بهتره. پس همون بهتر که امکان ارسال سریع کامنت، ذیل هر مطلب، بدون باز کردن صفحهی جدید میسر بشه».
آنی دالتون هم میگوید: «ظاهراً پاپآپ نبودن با کلاستره، ولی ما به همون پاپآپ عادت کردیم و دوسش داریم. البته از نظر من تفاوت چندانی ندارن و حتی نمیدونم مزایای پاپآپ نبودن چیه، ولی بعضیا بهم میگن از تو بعیده از این مدل استفاده کنی!»
آنی که سکوت میکند، ازش میخواهم نظرش را دربارهی تأیید کامنت قبل از نمایش بگوید.
جوابم را این طور میدهد: «بستگی به مطلب وبلاگ و حساسیتای موجود در مورد اونا داره. وبلاگ من باید تأییدی باشه، چون هیچ دلم نمیخواد یه نوجوون که میاد توش، با عکسای مبتذلی روبرو بشه که یه آدم مشکلدار برای من گذاشته تا به قول خودش یک ترشیدهی ناآگاه باقی نمونم!»
خانم ناظم هم میگوید: «خب گهگداری پیش میاد که لازم میشه کامنتها تأییدی بشن.»
ولی محمدصالح انگار چندان با تأییدی بودن کامنت موافق نیست: «تا مجبور نباشم، ازش استفاده نمیکنم. البته من اجبار نمیکنم که بگم باید وبلاگ رو تریبون دیگران کرد، اما از طرف دیگه هم، صحبت کردن از موضع بالا رو وبلاگنویسی نمیدونم.»
راوی هم موضوع را از چند نظر بررسی میکند: «به نظرم بستگی به وبلاگ و نویسنده و مخاطباش داره. یعنی سه فاکتور هست که مشخص میکنه کامنتای یه وبلاگ، باید بعد از ارسال اجازهی انتشار، لازم داشته باشه یا نه. اولی خود وبلاگه؛ میزان بازدید روزانه و کامنت روزانهش و اینکه چه نوع وبلاگی هست. نویسندهی حقیقی داره یا مجازی و به چه موضوعاتی میپردازه و کیفیت و کمیت مخاطباش چطوریه و... . دوم نویسندهی وبلاگه و اینکه معمولاً چند وقت یک بار فرصت میکنه کامنتها رو چک کنه. طبیعیه کسی که هفتهای یه بار به وبلاگ خودش سر میزنه، غیرقابل تحمله که کامنتای وبلاگش توی این مدت منتظر اجازهی انتشار باشن. شاید اصلاً یک هفتهی بعد، اون کامنت موضوعیتش رو از دست داده باشه. و سوم هم، بستگی به مخاطبین و کامنتگذاران معمول اون وبلاگ داره. البته نباید اسپمها یا همون کامنتهای ناخواسته رو که این روزا توسط رباتها توی برخی سیستمهای مدیریت وبلاگ خارجی، مثل مووبیلتایپ سرازیر میشن رو فراموش کرد. با این حساب، من شخصاً دوست دارم کامنت بلافاصله بعد از ارسال، نمایش داده بشه، هرچند توی راوی به علت همین مشکلات فنی ِ سیل اسپمهای خارجی و عموماً غیراخلاقی، مجبور به تأیید قبل از انتشار شدهم.»
درست یادم نمیآید چه زمانی بود... فکر میکنم اوایل وبلاگنویسیام بود که وسواس عجیبی گرفته بودم برای چک کردن صفحهی نظرات وبلاگم. شاید در مدتی که کانکت بودم، بیشتر از چهار پنج بار آن را چک میکردم! سؤال آخرم را دربارهی همین موضوع میپرسم. میخواهم بدانم این چند نفر چند بار کامنتهای وبلاگشان را چک میکنند؟
محمدصالح قبل از همه مختصر و مفید میگوید: «بستگی به مدت فاصله بین دو مطلب داره. میزان مشخصی نداره.»
آنی اول یادم میاندازد که کامنتهای وبلاگش تأییدی است و بعد ادامه میدهد: «واسه تأیید باید مرتب چک کنم دیگه. بعد از پست مطلب تا وقتی تو نت هستم، شاید تا شش یا هفت بار هم چک کنم. به خصوص که تو وبلاگم معمولاً تو هر ساعت کلی کامنت جدید میاد. اگه یه روز سر نزنم و تأیید نکنم روی هم تلنبار میشن!»
خانم ناظم هم کوتاه جواب میدهد که: «خب معمولاً هر موقع به نت و وبلاگم سر بزنم، چک میکنم.»
مجید عزیزی اما، برای با خبر شدن از کامنتهای وبلاگش، راه بهتری از چک کردن مداوم دارد: «سیستم مدیریت وبلاگ من طوریه که اگر کسی کامنت بذاره، برام ایمیل میشه. در واقع یک ایمیل خبردهنده برام میاد. بنابراین کاملاً بستگی داره به تعداد کامنتها. گاهی که مطلب تازهای نوشتهم، روزی چند بار و گاهی هم که خبری نیست، هر چند روز یک بار!»
اگر بخواهم از کامنت و کامنتگذاری بپرسم، حالا حالاها باید سؤال کنم و منتظر شنیدن جواب باشم. ولی یادم میافتد که تقریباً همهشان گفتهاند سرشان شلوغ است و وقت ندارند. به خاطر همین به همین چند سؤال بسنده میکنم و از اینکه علیرغم مشغلهشان به پرسشهایم جواب دادهاند، از همهشان تشکر میکنم.

5 نظر
نظرات